مسبق
🌐 قبلی
صفت (adjective)
📌 قبلی
📌 پیش بردن
📌 پیشنیاز
📌 پیش رو
📌 پیشرفته
📌 پیشاپیش
جمله سازی با مسبق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سألني الموظف: هل لديك موعد مسبق اليوم؟
کارمند از من پرسید: آیا امروز وقت قبلی دارید؟
💡 في المستشفى الحكومي، يتم تصوير الثدي الشعاعي وفق موعد مسبق وإجراءات دقيقة.
در بیمارستان دولتی، ماموگرافی با تعیین وقت قبلی و طبق روال دقیق انجام میشود.
💡 ثم توجهوا بعد ذلك إلى مطعم الكشري الذي كان صاحبه الحاج صبحي ـ بناء على اتفاق مسبق مع فوزي ـ قد أعد لهم ركنا مخصوصا بعيدا عن أعين الزبائن
سپس آنها به سمت رستوران کوشاری رفتند که صاحب آن، حاج صبحی، گوشهای مخصوص را - بر اساس توافق قبلی با فوزی - دور از چشم مشتریان برای آنها آماده کرده بود.
💡 وفي هذه الحالة ينبغي الحصول على اذن مسبق من الرقابة الصحية.
در این صورت، اخذ مجوز از مراجع ذیصلاح بهداشتی الزامی است.
💡 أو تحضير مسبق من االستحمام والوضوء والملبس الطيّب ي
یا آمادگی قبلی مانند غسل، وضو و پوشیدن لباس تمیز.
💡 لا يجوز اي شخص أن يدخل المختبر اي دون إذن مسبق من المسؤول.
هیچ کس بدون اجازه قبلی از مسئول آزمایشگاه حق ورود به آن را ندارد.