مساج

🌐 ماساژ

این واژه در عربی به‌صورت استاندارد بسیار رایج نیست و احتمالاً وام‌واژه یا شکل نوشتاریِ نادقیق است. ممکن است به «مساج» در معنای ماساژ اشاره داشته باشد که در فارسی هم به‌صورت «ماساژ» رایج است. اگر منظور همین باشد، معنایش «مالش درمانی یا ورز دادن بدن برای آرامش و بهبود عضلات» است.

اسم (noun)

📌 ماساژ

جمله سازی با مساج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاركت تجربتها الإيجابية مع مساج المكفوفين على وسائل التواصل الاجتماعي.

او تجربه مثبت خود را در مورد ماساژ برای نابینایان در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشت.

💡 ‬كانت‬ ‫داجمار تعامله كأنه إخصائي مساج أو مدرب تنس‪

داگمار با او مثل یک ماساژور یا مربی تنیس رفتار می‌کرد.

💡 يقدم المركز خدمة مساج تساعد على تخفيف آلام الظهر والرقبة بشكل ملحوظ.

این مرکز خدمات ماساژ ارائه می‌دهد که به طور قابل توجهی به تسکین درد کمر و گردن کمک می‌کند.

💡 قام بجدولة مساج الأنسجة العميق في المنتجع الصحي لعضلاته المتصلبة.

او برای عضلات سفتش، یک ماساژ بافت عمیق در اسپا رزرو کرد.

💡 زيارة مساج المكفوفين يمكن أن تدعم قضية جيدة بينما تسترخي.

مراجعه به یک سالن ماساژ مخصوص نابینایان می‌تواند در حین استراحت، از یک کار خیر حمایت کند.

💡 حجزتُ جلسة مساج للاسترخاء بعد أسبوع مرهق من السفر والعمل المتواصل.

بعد از یک هفته خسته کننده سفر و کار مداوم، یک جلسه ماساژ آرامش بخش رزرو کردم.

کلمات مرتبط