مزدوج

🌐 دو برابر

«مزدوج» یعنی جفت‌شده، دوتایی، زوج، یا چیزی که با چیزی دیگر پیوند خورده است. این واژه در مورد افراد، اشیا، مفاهیم یا ساختارهایی به کار می‌رود که به صورت دوگانه یا قرینه کنار هم قرار گرفته‌اند. در فارسی می‌توان آن را «جفت»، «زوج» یا «دوتایی» ترجمه کرد.

صفت (adjective)

📌 دو برابر

📌 دوگانه

📌 دوقلو

📌 دوبلکس

📌 پارک دوبل

📌 دو شاخه

جمله سازی با مزدوج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يعمل المشروع وفق مسار مزدوج يجمع بين التعليم والتدريب العملي.

این پروژه در یک مسیر دوگانه عمل می‌کند که آموزش و تمرین عملی را با هم ترکیب می‌کند.

💡 أريد غرفة بسرير مزدوج لأنني أسافر مع زوجتي.

من یک اتاق با تخت دو نفره می‌خواهم چون با همسرم سفر می‌کنم.

💡 بما أنني أفضّل الراحة، أريد غرفة بسرير مزدوج في هذا الفندق.

از آنجایی که راحتی را ترجیح می‌دهم، یک اتاق با تخت دونفره در این هتل می‌خواهم.

💡 لدي محرك 4 لتر ذو 8 اسطوانات بشاحن توربيني مزدوج بقوة 521 حصاناً

من یک موتور ۴ لیتری ۸ سیلندر با توربوشارژر دوقلو دارم که ۵۲۱ اسب بخار قدرت تولید می‌کند.

💡 غالبًا ما يكون للموظفين الذين يحصلون على دخل مزدوج تأثير أكبر في مفاوضات الرواتب.

کارمندانی که دو منبع درآمد دارند، اغلب در مذاکرات مربوط به حقوق و دستمزد نفوذ بیشتری دارند.

💡 عند الاستقبال، قلت بوضوح: أريد غرفة بسرير مزدوج تطل على البحر.

در پذیرش، به وضوح گفتم: من یک اتاق با تخت دونفره و مشرف به دریا می‌خواهم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران