زاوج

🌐 جفت گیری

«زاوج» از ریشه «زوج» است و به معنای «جفت کرد، پیوند داد، همسر کرد، قرین ساخت» می‌آید. در کاربردهای فصیح می‌تواند به معنای «دو چیز را با هم همراه یا جفت کرد» باشد. همچنین در برخی متون به معنای «ازدواج کرد» یا «همسری برگزید» هم به‌کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ژائوگه

📌 جفت کرد.

جمله سازی با زاوج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زاوجَ المهندسُ بينَ السرعةِ والدقةِ في تصميمِه الجديدِ للمبنى الإداريِّ.

این مهندس در طراحی جدید خود برای ساختمان اداری، سرعت و دقت را با هم ترکیب کرد.

💡 زاوجَ المدرسُ بينَ الشرحِ النظريِّ والتمارينِ العمليةِ لتسهيلِ الفهمِ على الطلابِ.

مدرس، توضیحات نظری را با تمرین‌های عملی ترکیب کرد تا درک مطالب برای دانش‌آموزان آسان‌تر شود.

💡 الاعزة و الاحبة نحن نجتمع هنا الليلة لنحتفل مع شخصين في زاوج مقدس

دوستان و عزیزان عزیز، امشب اینجا جمع شده‌ایم تا در کنار دو نفر در یک اتحاد مقدس جشن بگیریم.

💡 زاوجَ الكاتبُ بينَ الحقيقةِ والخيالِ في روايتِهِ فخرجَ النصُّ أكثرَ جاذبيةً.

نویسنده در رمان خود واقعیت و تخیل را با هم ترکیب کرده و در نتیجه متنی جذاب‌تر خلق کرده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران