ارتعد
🌐 لرزیدن
فعل (verb)
📌 لرزیدن
جمله سازی با ارتعد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هو يجعلني ارتعد اضطرابا ً امام الناس الغرباء وكأني في حضرة الملوك.
باعث میشود در مقابل غریبهها از اضطراب به خود بلرزم، انگار در حضور پادشاهان هستم.
💡 أنا ارتعد لرؤيته مرة أخرى على الساحة
از دیدن دوبارهاش روی صحنه، تنم لرزید.
💡 ارتعد الباب القديم عندما هبّت العاصفة واشتدّ اصطدام الهواء به.
وقتی طوفان وزید و هوا به شدت به آن خورد، درِ قدیمی لرزید.
💡 ارتعد صوت المذيع قليلًا حين أعلن النتيجة النهائية أمام الجمهور.
گوینده هنگام اعلام نتیجه نهایی به حضار، صدایش کمی میلرزید.
💡 ارتعد الشيخ من شدّة المرض والبرد معًا أثناء بقائه في المستشفى.
شیخ در مدتی که در بیمارستان بود، از شدت بیماری و سرما با هم می لرزید.
💡 وإذ سمع الموت هذا النطق ارتعد وخاف وارتعب وقلق، وعرف أنه لا يكون ملكًا على أبناء آدم إلى الأبد.
مرگ چون این گفتار را شنید، لرزید، ترسید، وحشت کرد و مضطرب شد و دانست که تا ابد پادشاه فرزندان آدم نخواهد بود.