فارتعدت

🌐 او لرزید

این واژه از «ارتعد» به معنای لرزیدن و به لرزه افتادن می‌آید. بنابراین فارتعدت یعنی «پس لرزید»، «آنگاه به لرزه افتاد» یا «از ترس / سردی / هیجان به لرزه درآمد». این فعل معمولاً برای انسان یا عضوی از بدن به کار می‌رود که دچار رعشه یا لرزش شده باشد.

جمله سازی با فارتعدت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عندَ رؤيةِ المشهدِ المؤثرِ، فارتعدت شفاهُهُ وكادَ أن يبكيَ من التأثرِ.

با دیدن آن صحنه‌ی تأثرانگیز، لب‌هایش لرزید و از شدت تأثر نزدیک بود گریه کند.

💡 ‬فارتعدت جودى أكثر‬ ‫فلم تنتبه لحديثها وهى تقول‪:‬ال ال ماتاكلنيش انا لسه‬ ‫صغيرة‪.

جودی بیشتر لرزید و به حرف‌های او توجهی نکرد: «نه، نه، من را نخورید، من هنوز جوانم.»

کلمات مرتبط