ارتسمت

🌐 کشیده شد.

«ارتسمت» صورت مؤنثِ ماضیِ «ارتسم» است و یعنی نقش بست، ترسیم شد، یا آشکار شد. این فعل می‌تواند برای چهره، تصویر، معنی، یا اثر ذهنی به کار رود؛ مثلاً «ارتسمت الابتسامة» یعنی «لبخند بر چهره‌اش نقش بست». در فارسی، معادل‌های طبیعی آن «نقش بست» یا «پدیدار شد» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 او پوشید

📌 عبور داده شده

جمله سازی با ارتسمت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬الكثير من الفتيات الجميالت وشبان ارتسمت على‬ ‫أجسادهم وشوم مختلفة وبأشكال وأحجام مختلفة‪

بسیاری از دختران و مردان جوان زیبا، خالکوبی‌های متنوعی با اشکال و اندازه‌های مختلف روی بدن خود دارند.

💡 ارتسمت على الجدار ظلال الأشجار مع ضوء العصر.

سایه درختان با نور بعد از ظهر روی دیوار افتاده بود.

💡 ارتسمت على وجهها ابتسامة جميلة عند رؤية أصدقائها.

با دیدن دوستانش لبخندی زیبا بر لبانش نقش بست.

💡 ارتسمت الفرحةُ على وجوه الأطفال عندما وصلتهم الهدايا.

شادی از چهره بچه‌ها با رسیدن هدایا هویدا بود.

💡 ارتسمت في ذهنه خطة واضحة قبل بدء المشروع الجديد.

قبل از شروع پروژه جدید، نقشه روشنی در ذهن او ترسیم شد.

💡 ‬صاحبة‬ ‫البهجه والبسمة التى ارتسمت مؤخرا في حياته بعدما‬ ‫كان صارما‪.

سرچشمه شادی و لبخندهایی که اخیراً پس از سختگیری‌هایش در زندگی‌اش پدیدار شده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران