مرسعة

🌐 پهن شده

این واژه نیز کم‌کاربرد و وابسته به زمینه است، اما غالباً به چیزی مربوط می‌شود که «گسترده، پهن، یا محلّی برای جای‌دادن / نشان‌دادن» باشد، یا ممکن است در بعضی متن‌ها نام ابزار یا صفتی مشتق از ریشهٔ «مرس» باشد. در کاربردهای لغوی، گاهی واژه‌هایی با ساخت مشابه برای مکان، وسیله، یا حالت به‌کار می‌روند. برای ترجمهٔ دقیق، بافت جمله بسیار مهم است.

جمله سازی با مرسعة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تحوّلتْ الأرضُ إلى مرسعة ٍ خضراءَ بعدَ أنْ سُقيتْ لأسابيعَ متواصلةٍ.

زمین پس از هفته‌ها آبیاری مداوم، به چمنزاری سبز تبدیل شد.

💡 اشترى الرجلُ مرسعة ً جديدةً لزيادةِ إنتاجِ الزيتونِ هذا الموسمِ.

این مرد یک دستگاه پرس زیتون جدید خرید تا تولید زیتون را در این فصل افزایش دهد.

💡 ‫تسمع أمي ُرصاخي لتأيت مرسعة مرتعبة من حالتي التي رأتني‬ ‫فيها‪

مادرم صدای جیغ‌هایم را شنید و با عجله به سمتم آمد، از وضعیتی که من را در آن دید وحشت‌زده شده بود.

💡 جلسَ المزارعُ قربَ مرسعة ٍ واسعةٍ يراقبُ نموَّ الأشجارِ بعدَ المطرِ الغزيرِ.

کشاورز نزدیک یک مزرعه وسیع نشسته بود و رشد درختان را پس از باران شدید تماشا می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران