مرتاحة
🌐 آرام
دیکشنری عربی به فارسی
📌 راحت
📌 آسوده خاطر
📌 آرام
📌 راضی از
📌 باشه با
جمله سازی با مرتاحة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كانت عارضة الملابس مرتاحة وواثقة أثناء العرض أمام الجمهور.
این مدل در طول ارائه در مقابل حضار، آرام و با اعتماد به نفس بود.
💡 كانت تفرك يديها وتضحك ببعض األحيان وتجلس مرتاحة إلى الخلف كمن يشعر بفخر شديد تجاه ش يء ما بطريقة أو بأخرى
دستهایش را به هم میمالید، گهگاه میخندید و راحت به پشتی صندلی تکیه میداد، انگار که به نحوی از انحاء به چیزی بسیار افتخار میکرد.
💡 أريد أن تكوني مرتاحة قبل بداية المقابلة المهمة هذا الصباح.
میخواهم قبل از شروع مصاحبه مهم امروز صبح، آرام باشید.
💡 انا مرتاحة جداً اعتقد حان وقت ان البس الأن
من خیلی راحتم.فکر کنم الان وقتشه که لباس بپوشم.
💡 سألتها: حالك كيف بعد الامتحانات، فأجابت بأنها مرتاحة قليلًا.
از او پرسیدم: بعد از امتحانات حالت چطور است؟ پاسخ داد که کمی خیالش راحت شده است.
💡 كانت غير مرتاحة بسبب الإذعان الذي جاء مع دورها الجديد.
او از چاپلوسی و فرمانبرداریای که با نقش جدیدش همراه بود، ناراحت بود.