مذموما
🌐 محکوم
یعنی «بهصورت نکوهیده، سرزنششده»؛ شکل قیدی یا وصفیِ «مذموم» است و برای بیان حالت ناپسند یا سرزنشآمیز به کار میرود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بدنام شده
جمله سازی با مذموما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لم يكن يريد أن يُذكر مذموما في مجلس العائلة أمام الجميع.
او نمیخواست در شورای خانواده و در حضور همه با تحقیر از او یاد شود.
💡 عاد الرجل إلى بيته مذموما بعدما خسر احترام الناس بسبب أفعاله.
آن مرد پس از از دست دادن احترام مردم به خاطر اعمالش، با بدنامی به خانه بازگشت.
💡 ها أنا ذا أشاهد روحي وهي ِ تحترق من شدة األلم وهو ِل الصدمة وما أحقر أن تشعر نفسك مخذوال مذموما
من اینجا هستم، نظارهگر سوختن روحم از درد شدید، و این همان شوک است. چقدر تحقیرآمیز است که احساس شکست و محکومیت کنی.
💡 ظهر اسمه مذموما في التقرير بعد ثبوت المخالفة عليه.
نام او پس از اثبات تخلف علیه او، با نگاهی منفی در گزارش آمده است.