مدع

🌐 مدعی

«مَدْع» واژه‌ای ناتمام یا کوتاه‌شده به نظر می‌رسد و در شکل کاملِ عربی معمولاً به «مَدَّعٍ» یا «مُدّعٍ» نزدیک است، که به معنای «ادعا‌کننده» یا «دعواکننده» می‌آید. اگر منظور همین ریشه باشد، به کسی گفته می‌شود که چیزی را ادعا می‌کند یا طرح دعوا می‌نماید.

اسم (noun)

📌 دادستان

📌 شاکی

📌 مدعی

جمله سازی با مدع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حضر الشاب مدع ًا إلى القاعة رغم أنه لم يكن يعرف أحدًا من الحضور.

مرد جوان به عنوان مهمان به تالار آمد، هرچند هیچ یک از حضار را نمی‌شناخت.

💡 سارت الأمور على نحو مدع بالخبرة والتنظيم الجيد.

کارها به شیوه‌ای پیش رفت که نشان‌دهنده تخصص و سازماندهی خوب بود.

💡 بقيت الفكرة مدع ة بالأدلة حتى اقتنع بها الجميع في النهاية.

این ایده با شواهد پشتیبانی می‌شد تا اینکه بالاخره همه در مورد آن متقاعد شدند.

کلمات مرتبط