دعو
🌐 دعوت کردن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بگذارید
📌 بیایید
📌 بگذار آنها
📌 و اجازه دهید
📌 طرفداری
جمله سازی با دعو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 في الاجتماع، قال المسؤول: دعو الأمورَ الصغيرةَ الآن وابدؤوا بالأهمّ.
در جلسه، آن مقام مسئول گفت: فعلاً کارهای کوچک را رها کنید و از مهمترینها شروع کنید.
💡 الكت اب المق دس ي دعو للحب والتس امح وتقب ل اآلخ ر كم ا أع رف وه ذه مشتركات إنسانية
تا جایی که من میدانم، کتاب مقدس ما را به عشق، مدارا و پذیرش دیگران فرا میخواند و اینها ارزشهای مشترک انسانی هستند.
💡 و بعد أن أهني املكاملة اتصل بتوفيق و أخربته أنين دعو كرمي إىل فيلته
بعد از اینکه تماسم تمام شد، با توفیق تماس گرفتم و به او گفتم که کریم را به ویلایش دعوت کردهام.
💡 طلبَ المديرُ من الجميع أن دعو النقاشَ الجانبيَّ وركّزوا في العمل.
مدیر از همه خواست که بحثهای حاشیهای را کنار بگذارند و روی کار تمرکز کنند.
💡 فيدفع ُني التأخير ألن أسأل هللا به في كل دعو ٍة وفي كل صالة
این تأخیر مرا وادار میکند که در هر دعا و در هر نماز، آن را از خدا بخواهم.