ارتب
🌐 ترتیب دادن
این صورت در عربی معیار بسیار نادر است و در این شکل، معنای رایج و تثبیتشدهای ندارد. ممکن است با واژههای نزدیک در ریشهٔ «رتب» یا ضبطهای دیگر اشتباه شده باشد. برای ارائهٔ معنای دقیق، باید منبع و بافت روشن باشد.
فعل (verb)
📌 ترتیب دادن
📌 مرتب کردن
📌 مرتب سازی
📌 سازماندهی
📌 تمیز کردن
جمله سازی با ارتب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قبل السفر، يجب أن ارتب الحقائب وأتأكد من وجود الوثائق المهمة.
قبل از سفر، باید چمدانهایم را ببندم و مطمئن شوم که مدارک مهم را همراه دارم.
💡 طلبت الأم من ابنها أن ارتب الغرفة قبل وصول الضيوف.
مادر از پسرش خواست قبل از رسیدن مهمانها اتاق را مرتب کند.