مدخن

🌐 سیگاری

«مدخن» از ریشهٔ دخان است و به معنی دودزا، دودکش، یا چیزی مربوط به دود می‌آید. در برخی کاربردها می‌تواند به وسیله‌ای برای تولید دود یا محل خروج دود اشاره کند. در فارسی بسته به جمله، آن را می‌توان «دودکش» یا «دودزا» ترجمه کرد.

اسم (noun)

📌 سیگاری

صفت (adjective)

📌 دودی شده

📌 سیگار کشیدن

📌 دودی

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 دودی

جمله سازی با مدخن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لم يكن يحب الجلوس قرب مدخن لأن رائحة الدخان تزعجه كثيرًا.

او دوست نداشت نزدیک سیگاری بنشیند، چون بوی دود خیلی اذیتش می‌کرد.

💡 ربما يقف مدخن السجائر خارج المقهى بينما يجلس الأصدقاء في الداخل.

شاید فرد سیگاری بیرون کافه ایستاده باشد در حالی که دوستانش داخل کافه نشسته باشند.

💡 جلس مدخن في المقهى بعد العشاء، ثم طلب فنجان قهوة ساخنًا.

یک سیگاری بعد از شام در کافه نشست، سپس یک فنجان قهوه داغ سفارش داد.

💡 في المهرجان، باعوا لحم خنزير مدخن الذي جذب حشد كبير.

در این جشنواره، آنها گوشت خوک دودی می فروختند که جمعیت زیادی را به خود جلب کرده بود.

💡 نصح الطبيب مدخن ًا بترك السجائر حفاظًا على صحته وصحة أسرته.

پزشک به یک فرد سیگاری توصیه کرد که برای حفظ سلامت خود و خانواده‌اش، سیگار را ترک کند.

💡 ولكنني جعلتها ابيض مدخن هنا حتى تتمكنوا من رؤيتها

اما من اینجا آن را به رنگ سفید دودی درآوردم تا بتوانید آن را ببینید

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران