مدافع
🌐 مدافع
اسم (noun)
📌 مدافع
📌 توپخانه
📌 گوشت دم توپ
📌 عذرخواه
صفت (adjective)
📌 دفاع کردن
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 دفاعی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مدافع
جمله سازی با مدافع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اعتمدت المدينة على مدافع قوي لحماية السور القديم من التآكل.
این شهر برای محافظت از دیوار قدیمی در برابر فرسایش، به توپهای قدرتمندی متکی بود.
💡 لو اكن ابماكن املساعدة لكنت راخس ًة يف أ ِول الصفوف مدافع ًة مصحي ًة بنفس ل ِ جكل.
اگر در موقعیتی بودم که میتوانستم کمک کنم، در خط مقدم میبودم، از خودم دفاع و محافظت میکردم.
💡 وقف مدافع الفريق بثبات أمام الهجمات المتكررة طوال المباراة.
مدافع تیم در تمام طول مسابقه محکم در برابر حملات مکرر ایستادگی کرد.
💡 تدرب السرب على المناورات للبقاء ضد نيران مدافع العدو أثناء التدريب.
این اسکادران در طول آموزش، مانورهایی را برای زنده ماندن در برابر آتش توپخانه دشمن تمرین کرد.
💡 بينما كان خارج مركزه، واجه مدافع الوسط صعوبة ضد الجناح السريع.
مدافع میانی در حالی که در موقعیت مناسبی نبود، در مقابل وینگر سریع دچار مشکل شد.
💡 يُعدّ مدافع الحقوق الإنسانية صوتًا مهمًا في القضايا العادلة.
یک مدافع حقوق بشر، صدای مهمی در آرمانهای عادلانه است.