مدارة
🌐 مدیریت
قید (adverb)
📌 تحت مدیریت
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مدیریت شده
جمله سازی با مدارة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الخشيبة البيضاء المستخدمة في المشروع تم الحصول عليها من غابات مدارة بشكل مستدام.
چوب سفید مورد استفاده در این پروژه از جنگلهای تحت مدیریت پایدار تهیه شده است.
💡 تحتاج الدراسة إلى مدارة مستمرة حتى تحقق نتائج أفضل.
این مطالعه برای دستیابی به نتایج بهتر نیاز به مدیریت مداوم دارد.
💡 يبحث العديد من المستثمرين عن شركات ذات أصول مدارة كبيرة لضمان ألموثوقيه.
بسیاری از سرمایهگذاران برای اطمینان از قابلیت اطمینان، به دنبال شرکتهایی با داراییهای بزرگ تحت مدیریت هستند.
💡 أجرى الطبيب فحصًا مدارة قبل تحديد العلاج المناسب للمريض.
پزشک قبل از تعیین درمان مناسب برای بیمار، معاینه روتین انجام داد.
💡 ناقش الفريق مدارة العمل ثم قرر تعديل الجدول الزمني.
تیم در مورد مدیریت کار بحث کرد و سپس تصمیم گرفت برنامه را تنظیم کند.
💡 الشركة ذات المسئوولية المحدودة قد تكون مدارة إما بالأعضاء أو بمدير الإدارة.
یک شرکت با مسئولیت محدود میتواند توسط اعضا یا توسط مدیر عامل اداره شود.