مخططا

🌐 برنامه‌ریز

این واژه شکل مثنّیِ «مخطط» در حالت نصب / جرّ است و به معنای «دو طرح، دو نقشه، دو برنامه» می‌آید. در زبان عربی، مثنّی بودن آن نشان می‌دهد که از دو چیزِ دارای طرح یا نقشه صحبت می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 برنامه‌ریزی شده

📌 طرح اولیه

📌 طرح

📌 طرح کلی

📌 نمودار

جمله سازی با مخططا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان مخططا المشروع بسيطا لكنه مناسب للميزانية المتاحة.

طرح پروژه ساده اما متناسب با بودجه موجود بود.

💡 أرسل المدير مخططا تفصيليا يشرح مراحل العمل ومواعيد التنفيذ.

مدیر یک طرح تفصیلی ارسال کرد که مراحل کار و تاریخ‌های اجرا را توضیح می‌داد.

💡 تجربتنا يوفر مخططا مفيدة لإحراز تقدم مماثل في أنظمة الرعاية الصحية الأخرى.

تجربه ما الگوی مفیدی برای پیشرفت مشابه در سایر سیستم‌های مراقبت‌های بهداشتی ارائه می‌دهد.

💡 ‬أنا‬ ‫شهدت على ذالك وتبعته إلى حيث يسكن عمه وعندما دخل للبيت ذهبت أنا‬ ‫عند صديقي كما كان مخططا له‪.

من شاهد این ماجرا بودم و او را تا جایی که عمویش زندگی می‌کرد، تعقیب کردم و وقتی وارد خانه شد، طبق برنامه به خانه دوستم رفتم.

💡 السفر يمكن أن يكون أفضل إذا كان مخططا بشكل صحيح.

سفر اگر درست برنامه‌ریزی شود، می‌تواند لذت‌بخش‌تر باشد.

💡 قدّم الفريق مخططا واضحا لتطوير الحي خلال السنوات الثلاث القادمة.

این تیم یک برنامه مشخص برای توسعه محله در سه سال آینده ارائه داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران