مخرب

🌐 خرابکار

«مخرب» یعنی ویران‌کننده، خراب‌کننده یا چیزی که موجب آسیب و از بین رفتن نظم و ساختار شود. در فارسی نیز این واژه به‌طور رایج برای هر عامل یا عمل ویرانگر به کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 خرابکار

صفت (adjective)

📌 ویرانگر

📌 خراب شده

📌 خرابکاری شده

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 تروریست

جمله سازی با مخرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قام مخرب سيئ السمعة بإرهاب الحي لعدة أشهر.

یک خرابکار بدنام چندین ماه محله را به وحشت انداخت.

💡 أوقف الحارس طفلًا مخرب ًا كان يرمي الحجارة على نوافذ المدرسة.

نگهبان جلوی یک کودک خرابکار را که به سمت پنجره‌های مدرسه سنگ پرتاب می‌کرد، گرفت.

💡 يعترض العديد من الصيادين على مخرب صيد الحيوانات بسبب تدخلاته المستمرة.

بسیاری از شکارچیان به دلیل دخالت‌های مداوم خرابکار شکار حیوانات، به او اعتراض می‌کنند.

💡 لا يحب الناس الشخص مخرب الذي يفسد الممتلكات العامة بلا سبب.

مردم از خرابکاری که بی‌دلیل به اموال عمومی آسیب می‌رساند، خوششان نمی‌آید.

💡 اتهم الجيران شابًا مخرب ًا بتكسير المصابيح في الحي ليلًا.

همسایه‌ها یک جوان خرابکار را متهم کردند که شب‌ها چراغ‌های خیابان‌های محله را شکسته است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران