محملة
🌐 بارگذاری شده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مملو از
📌 حمل کردن
📌 پر از
جمله سازی با محملة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لتعود إليه يوما ً قوارب مطاطية محملة ببشائر العائدين
تا روزی قایقهای لاستیکی حامل مژده بازگشتگان به سوی او بازگردند
💡 وصلت مركبة البضائع الثقيلة إلى المصنع محملة بالآلات الكبيرة والألواح المعدنية.
این وسیله نقلیه سنگین با ماشینآلات بزرگ و ورقهای فلزی به کارخانه رسید.
💡 وتعثر أنهض من جديد ألقف مجددا بابتسامة محملة بالتعب
تلو تلو خوردم، دوباره بلند شدم و دوباره لبخند خستهای به لب آوردم.
💡 احتاج العمال إلى تفريغ الکاب سريعًا لأن الشاحنة كانت محملة فوق طاقتها.
کارگران مجبور بودند کامیون را سریع خالی کنند چون بیش از حد بار داشت.
💡 «سوف يتمتع العنكبوت بهذه الذبابة» هز العلبة مرة أخرى وأرجعها إىل جيبه وشعر بفخر كأم ترجع إىل أطفالها محملة بالطعام.
«عنکبوت از این مگس لذت خواهد برد.» دوباره جعبه را تکان داد، آن را دوباره در جیبش گذاشت و مانند مادری که با کوله باری از غذا پیش فرزندانش برمیگردد، احساس غرور کرد.
💡 ال سيما لو كانت محملة بشيء من بضاعة أو آثارها.
مخصوصاً اگر پر از کالا یا ردپای آنها بود.