محطما

🌐 خرد شده

این صورت معمولاً یک شکل صرفی از محطم است و بسته به نقش آن در جمله می‌تواند معنای «به‌طور قطعی شکسته / ویران»، یا صورت منصوب / قیدی داشته باشد. در برخی متون ممکن است به‌عنوان قید یا حالتِ وصفی بیاید و از نظر معنی نزدیک به «به‌شکلی خردشده» باشد. برای فهم دقیق، باید جملهٔ کامل را دید.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شکستن

📌 شکسته

📌 ویران شده

📌 خرابه

📌 متلاشی شده

📌 خرد شده

جمله سازی با محطما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عاد الطفل إلى البيت محطما بعد أن سقط من الدراجة في الحي.

این کودک پس از افتادن از دوچرخه‌اش در محله، با ناراحتی به خانه بازگشت.

💡 لاحظنا فانوسًا محطما في الحديقة بعد الحفلة الصاخبة.

بعد از مهمانی پر سر و صدا، متوجه یک فانوس شکسته در باغ شدیم.

💡 ظل الرجل محطما بسبب تراكم الديون والمشاكل المتكررة في العمل.

آن مرد همچنان از بدهی‌های فزاینده و مشکلات مکرر در محل کار، بسیار ناراحت بود.

💡 جلست الأم محطما من التعب بعد يوم طويل في المستشفى.

مادر پس از یک روز طولانی در بیمارستان، خسته و کوفته نشسته بود.

💡 وأظهرت لقطات تلفزيونية سيارات مدمرة وزجاجا محطما ونوافذ مكسورة في المنطقة السكنية.

تصاویر تلویزیونی، خودروهای ویران شده، شیشه‌های خرد شده و پنجره‌های شکسته را در منطقه مسکونی نشان داد.

💡 بينما كانت تمشي، كان الحصى يصدر ضجيجًا تحت حذائها، محطما الهدوء.

همینطور که راه می‌رفت، صدای شن‌ها زیر کفش‌هایش سکوت را می‌شکست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران