حطٰما

🌐 خرابه

این صورت نیز به احتمال زیاد از همان حوزه‌ی «حطم» یا شکل‌های نزدیک به آن است و به معنای شکسته، خردشده، یا درهم‌ریخته فهمیده می‌شود. چون نوشتار آن غیرمعمول است، ممکن است در یک متن خاص شکل املاییِ ویژه یا نادر باشد و معنایش به همان «شکستن و خرد شدن» نزدیک باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سر و صدا

📌 شکست

📌 خرد شده

جمله سازی با حطٰما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال الطبيب إن إهمال النوم سيؤدي حطٰما إلى ضعف التركيز خلال أيام قليلة.

دکتر گفت که بی‌توجهی به خواب منجر به کاهش شدید تمرکز در عرض چند روز خواهد شد.

💡 مع مرور الوقت، سيظهر حطٰما أثر العمل المتواصل على صحة الإنسان ونشاطه.

با گذشت زمان، اثرات مخرب کار مداوم بر سلامت و فعالیت انسان آشکار خواهد شد.

💡 واصل الطالب المذاكرة ساعات طويلة، لكنه حطٰما شعر بالإرهاق الشديد في المساء.

دانش‌آموز ساعت‌های طولانی به مطالعه ادامه داد، اما ناگهان عصر احساس خستگی مفرط کرد.

کلمات مرتبط