محسوسة
🌐 ملموس
دیکشنری عربی به فارسی
📌 احساس
📌 ملموس
📌 نامحسوس
📌 بتن
📌 محسوس بود
📌 قابل درک
جمله سازی با محسوسة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانت الحكمة السياسية للشيخ زايد وآراءه المنطقية محسوسة داخل وخارج البلاد.
خرد سیاسی و دیدگاههای منطقی شیخ زاید هم در داخل و هم در خارج از کشور احساس میشد.
💡 والحقيقة هي أن النبوغ العام لدى أي حكومة هو كل ما يستطاع الاعتماد عليه بصورة محسوسة ليترك آثاراً دائمة.
حقیقت این است که درخشش کلی هر دولتی، تنها چیزی است که میتوان به طور ملموس برای به جا گذاشتن اثرات ماندگار به آن تکیه کرد.
💡 زفرته من الارتياح كانت محسوسة تقريباً فور انتهائه من المهمة.
به محض اینکه کارش را تمام کرد، نفس راحتی که کشید، تقریباً محسوس بود.
💡 ظهرت علامات الراحة محسوسة على المسافرين بعد انتهاء الرحلة الطويلة.
پس از پایان سفر طولانی، نشانههای آسودگی خاطر در میان مسافران محسوس بود.
💡 كانت الرطوبة محسوسة في الغرفة بسبب إغلاق النوافذ طوال الليل.
رطوبت در اتاق محسوس بود زیرا پنجرهها تمام شب بسته بودند.
💡 بدا الفرق محسوسة بين الصورتين بعد تعديل الإضاءة.
تفاوت بین دو تصویر پس از تنظیم نور قابل توجه شد.