مجمد

🌐 یخ زده

«مجمد» به‌معنای «یخ‌زده، منجمدشده، یا سخت و غیرسیال» است و از ریشهٔ «جمود / تجمید» می‌آید. در کاربردهای امروزی، می‌تواند به چیزی اشاره کند که به‌واسطهٔ سرما سفت شده یا حالت انجماد پیدا کرده است.

صفت (adjective)

📌 یخ زده

📌 انجماد

📌 مات شده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 فریزر

جمله سازی با مجمد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نعم، لدى مجمد كاملّ ملئ برؤوسِ الخيولِ في الطابق السفل

بله، من یه فریزر کامل پر از کله اسب طبقه پایین دارم.

💡 اشترت الأسرة دجاجًا مجمد لتوفير الوقت خلال الأسبوع.

خانواده برای صرفه‌جویی در وقت در طول هفته، مرغ منجمد خریدند.

💡 قال جهاز المصرف الآلي إن حسابه مجمد بأمر من المحكمة.

سیستم بانکی خودکار اعلام کرد که حساب او به دستور دادگاه مسدود شده است.

💡 واعترفت الام بأنها حاولت اخفاءها قائلة انها احتفظت بالجثث في أماكن عديدة بينها مجمد براد لتفادي اكتشافها.

مادر اعتراف کرد که سعی کرده آنها را پنهان کند و گفت که اجساد را در چندین مکان، از جمله یک یخچال فریزر، نگه داشته تا از کشف آنها جلوگیری کند.

💡 أخرجت الأم السمك مجمد من الفريزر قبل ساعة من الطهي.

مادر، ماهی یخ‌زده را یک ساعت قبل از پختن از فریزر بیرون آورد.

💡 بقي العصير مجمد في الثلاجة حتى عاد الأطفال من المدرسة.

آبمیوه تا زمان بازگشت بچه‌ها از مدرسه در یخچال یخ‌زده ماند.

کلمات مرتبط