متطرف
🌐 افراطی
اسم (noun)
📌 رادیکال
📌 افراط گرایی
صفت (adjective)
📌 افراطی
📌 دور
📌 رادیکالیزه شده
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 افراطی
جمله سازی با متطرف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 متطرف في شفافيتي لدرجة انّه ذات مرة أستاذة قبل ان توزع أسئلة االمتحانات
من آنقدر در شفافیت خودم افراط میکنم که یک بار قبل از اینکه استاد سوالات امتحان را توزیع کند، به او گفتم
💡 رفضت المدرسة أي فكر متطرف داخل الحرم التعليمي.
این مدرسه هرگونه ایدئولوژی افراطی را در محوطه آموزشی رد کرد.
💡 تعفف متطرف ال يعترف بالتعاون ومدّ اليدّ وما يؤول ذلك الى ويالت ليس بمقدور النفس بمفردها ان تتجاوزه.
نوعی پرهیز افراطی که همکاری، دراز کردن دست یاری و عواقب ناشی از آن را که فرد به تنهایی نمیتواند بر آنها غلبه کند، نمیپذیرد.
💡 حذرت الصحف من خطاب متطرف قد يزيد التوتر بين الناس.
روزنامهها نسبت به لفاظیهای افراطی که میتواند تنشها بین مردم را افزایش دهد، هشدار دادند.