مبعثرة
🌐 پراکنده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پراکنده
📌 تکه تکه شده
📌 درهم و برهم
جمله سازی با مبعثرة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانت الكتب مبعثرة على الأرض بعد أن سقط الرفّ فجأة.
بعد از اینکه قفسه ناگهان فرو ریخت، کتابها روی زمین پخش شدند.
💡 نظرت إلى الوعاء الذي سقط، وكان شظايا الفخار مبعثرة في كل مكان.
به کاسه ای که افتاده بود نگاه کردم، خرده سفال ها همه جا پخش شده بودند.
💡 كانت جوزات الهند المقشورة مبعثرة على الشاطئ الرملي، تنتظر غايتها.
نارگیلهای پوستکنده روی ساحل شنی پخش شده بودند و منتظر مقصدشان بودند.
💡 ظهرت الصور مبعثرة في الحقيبة ولم تعد مرتبة كما كانت.
عکسها توی کیف پخش و پلا به نظر میرسیدند و دیگر مثل قبل مرتب نبودند.
💡 رأيت الرسائل مبعثرة على الطاولة بعد تنظيف المكتب.
بعد از تمیز کردن دفتر، نامهها را پراکنده روی میز دیدم.
💡 سوف يجدون قطع مننا فقط مبعثرة في ارض الغابة.
آنها فقط تکههایی از ما را پراکنده در کف جنگل پیدا خواهند کرد.