مبصرة
🌐 بینا
این صورت مؤنثِ واژهی مرتبط با «بصر» است و میتواند به معنی «بینا، روشنبین، بیناگر» یا «چیزِ روشن و آشکار» باشد. همچنین در برخی کاربردها «مبصرة» به معنای «روشنگر» یا «وسیلهی بصیرت و دیدن» هم فهمیده میشود.
اسم (noun)
📌 گیرنده نوری
📌 پیشگو
جمله سازی با مبصرة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدت الفتاة مبصرة بأهمية الوقت بعد أن تأخرت كثيرًا عن موعدها.
به نظر میرسید دختر بعد از اینکه خیلی دیر به قرارش رسید، به اهمیت زمان پی برده است.
💡 يريد أن يعرف إن كانت مبصرة حقاً.
او میخواهد بداند که آیا او واقعاً بینا است یا خیر.
💡 أصبحت القائدة مبصرة بنتائج القرار بعد مناقشةٍ طويلةٍ مع الفريق.
رهبر پس از بحث طولانی با تیم، از عواقب این تصمیم آگاه شد.
💡 كانت الطبيبة مبصرة بحالة المريض منذ اللحظة الأولى للفحص.
پزشک از همان لحظه اول معاینه، متوجه وضعیت بیمار بود.