مبثوثة
🌐 پخش
وجه وصفی (participle)
📌 اشتباه برچسب گذاری شده
جمله سازی با مبثوثة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانت الأوراق مبثوثة على الطاولة بعد انتهاء المراجعة الطويلة.
بعد از پایان بررسی طولانی، کاغذها روی میز پخش و پلا بودند.
💡 ناهيك عن, البعض منهم قد أونديردوسيد أو مبثوثة قادمة من مصنعي ستيرويد الهندية.
ناگفته نماند، برخی از آنها ممکن است دوز کافی نداشته باشند یا پخش شده باشند که از تولیدکنندگان استروئید هندی میآیند.
💡 وجدتُ معلوماتٍ مبثوثة في عدة مصادر، لكنني احتجت إلى تنظيمها جيدًا.
من اطلاعات پراکندهای را در منابع مختلف پیدا کردم، اما لازم بود آنها را به خوبی سازماندهی کنم.
💡 انتشرت الأخبار مبثوثة في أرجاء الحي قبل أن تصدر أيّ تصريحات رسمية.
این خبر قبل از انتشار هرگونه بیانیه رسمی، مانند برق در سراسر محله پخش شد.
💡 المعني الدقيق للكلمة ليست هذه العدوى ارتفاع خطر فيروس، على الرغم من أنه غالباً ما يتم مبثوثة كأحد.
معنای دقیق این کلمه این نیست که این عفونت یک ویروس پرخطر است، اگرچه اغلب به عنوان یک ویروس پرخطر منتشر میشود.