ماشيا
🌐 پیادهروی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پیادهروی
📌 پیاده
جمله سازی با ماشيا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قطعَتْ المرأة الطريق ماشيا وسط الزحام لتصل إلى العيادة بسرعة.
زن در میان جمعیت پیاده از جاده عبور کرد تا سریع به درمانگاه برسد.
💡 وصلَ الضيف ماشيا إلى البيت بعد أن أوقف سيارته بعيدًا قليلًا.
مهمان بعد از اینکه ماشینش را کمی دورتر پارک کرد، پیاده به خانه رفت.
💡 وقد كان فريق إزالة الألغام المؤلف من أربعة أفراد ماشيا في حقل الألغام عندما وقع الحادث.
تیم چهار نفره مینروب در حال عبور از میدان مین بودند که این حادثه رخ داد.
💡 عادَ الطالب من المدرسة ماشيا لأن الحافلة تأخّرت كثيرًا اليوم.
دانشآموز به دلیل تأخیر زیاد اتوبوس امروز، پیاده از مدرسه به خانه آمد.
💡 في ذلك الوقت كنت سعيدا جدا ماشيا رفقة ابنتي، ممسكا يدها قاصا لها قصصا مضحكة عن الطبيعة.
در آن زمان من از قدم زدن با دخترم، گرفتن دستش و تعریف کردن داستانهای بامزه درباره طبیعت برایش خیلی خوشحال بودم.