ليمون

🌐 لیمو

«ليمون» یعنی «لیمو». این واژه در عربی به میوه‌ی لیمو اشاره دارد و در برخی مناطق عربی ممکن است به لیموترش یا لیموی زرد بسته به کاربرد محلی اشاره کند. در فارسی هم معمولاً همین معنا را دارد و یک وام‌واژه‌ی شناخته‌شده است.

جمله سازی با ليمون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نُقعت شرائح ليمون في الماء البارد لتقديم مشروب منعش للضيوف.

برش‌های لیمو در آب سرد خیسانده می‌شدند تا نوشیدنی گوارا برای مهمانان فراهم شود.

💡 استخدمت دون قصد الليمون المرّ بدلاً من ليمون عادي في الطبق.

من اشتباهاً به جای لیموی معمولی در غذا از لیموی تلخ استفاده کردم.

💡 ‬وإلثبات هذه النظرية اشتهت‬ ‫سمر الحمضيات بكل أنواعها من ليمون وبرتقال‪

برای اثبات این نظریه، سمر انواع مرکبات، از لیمو گرفته تا پرتقال، را هوس کرد.

💡 أضاف الطاهي ليمون ًا مبشورًا إلى الصلصة فازدادت نكهتها وانتعشت رائحتها.

سرآشپز لیموی رنده شده را به سس اضافه کرد که طعم آن را افزایش داد و عطر آن را تازه کرد.

💡 طلب الزبون عصير ليمون مع النعناع في المقهى، لأنه يفضله في أيام الحر.

مشتری در کافه لیموناد با نعناع سفارش داد، چون در روزهای گرم آن را ترجیح می‌دهد.

💡 اشترت أمي ليمون طازجًا لتحضير العصير مع وجبة الإفطار في الصباح.

مادرم لیموی تازه خرید تا آب لیمو درست کند و صبح‌ها با صبحانه میل کند.

کلمات مرتبط