ليظهر

🌐 ظاهر شدن

«ليظهر» یعنی «تا آشکار شود»، «تا ظاهر گردد» یا «تا نمایان کند». این واژه از ریشه «ظ هـ ر» است و بسته به ساخت جمله، می‌تواند هم به معنای آشکار شدن چیزی باشد و هم به معنای آشکار کردن آن توسط فاعل. در متون مختلف، معنای «غلبه یافتن» یا «پیروز شدن» هم می‌تواند از آن فهمیده شود.

فعل (verb)

📌 ظاهر شدن

📌 آشکار کردن

📌 نشان دادن

📌 خودنمایی کردن

دیکشنری عربی به فارسی

📌 برای نشان دادن

جمله سازی با ليظهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وضع المصور الإضاءة جيدًا حتى ليظهر الوجه بوضوح في الصورة.

عکاس نورپردازی را به خوبی تنظیم کرده تا چهره به وضوح در تصویر دیده شود.

💡 يتكلف الطالب شراء كتب كثيرة ليظهر أنه مجتهد أمام زملائه.

دانش آموز برای اینکه جلوی همکلاسی هایش نشان دهد که سخت کوش است، پول زیادی صرف خرید کتاب می کند.

💡 ‬فليس هنالك ما يكفي من التامثيل‬ ‫أو اللوحات ليظهر دورها ومتنت حذف كلمة «وراء» يف املقولة الشهرية‬ ‫وتغريها إىل «بجانب» كل رجل عظيم‪.

تصاویر یا نقاشی‌های کافی برای نشان دادن نقش او و اهمیت حذف کلمه «پشت» در ضرب‌المثل معروف و تغییر آن به «در کنار» هر مرد بزرگی وجود ندارد.

💡 احتاجت الواجهة إلى زجاج الصافية ليظهر المكان أكثر أناقة.

نما به شیشه شفاف نیاز داشت تا مکان زیباتر به نظر برسد.

💡 أُعيد ترتيب الغرفة ليظهر المكان أكثر اتساعًا ونظافة.

چیدمان اتاق طوری تغییر داده شد که جادارتر و تمیزتر به نظر برسد.

💡 تحدث الخبير بهدوء كي ليظهر حقيقة المشكلة أمام الجميع.

متخصص با آرامش صحبت کرد تا حقیقت مشکل را برای همه آشکار کند.

💡 يضیء المعرض قاعاته بألوان جميلة، ليظهر الأعمال الفنية بأفضل صورة ممكنة.

سالن‌های نمایشگاه با رنگ‌های زیبا نورپردازی شده‌اند تا آثار هنری به بهترین شکل ممکن به نمایش گذاشته شوند.

💡 ‫اقترب املشهد ليظهر وجهانا واضحين وصوت كالمنا‪

صحنه نزدیک‌تر شد و چهره‌ها و صدایمان به وضوح نمایان گشت.

💡 ‬طرقته بأدب ليظهر من خلفه املمرض املسؤول عن الفتى‪

او مودبانه در زد و پرستاری که مسئول پسر بود پشت سرش ظاهر شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران