لتظهر

🌐 ظاهر شدن

از ریشه «ظهر» است و به معنای «ظاهر شود»، «آشکار گردد»، «نمایان شود» یا «تو آشکار کنی» می‌آید. این فعل هم برای چیزی که دیده و روشن می‌شود به کار می‌رود و هم برای آشکار کردن چیزی. در کاربردهای معنوی یا استعاری، به «برملا شدن» یا «روشن شدن حقیقت» هم اشاره دارد.

فعل (verb)

📌 ظاهر شدن

📌 نشان دادن

📌 آشکار کردن

📌 پدیدار شدن

دیکشنری عربی به فارسی

📌 برای نشان دادن

جمله سازی با لتظهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يجب أن تنظف الشاشة جيدًا لتظهر الصورة بوضوح أثناء العرض.

برای اینکه تصویر در حین نمایش واضح به نظر برسد، صفحه نمایش باید کاملاً تمیز شود.

💡 حاول المصمم أن يختار ألوانًا هادئة لتظهر الصفحة بشكل أنيق ومريح.

طراح سعی کرده رنگ‌های آرام را انتخاب کند تا صفحه زیبا و راحت به نظر برسد.

💡 مع الوقت، بدأت الحقائق لتظهر للجميع بعد تحقيق طويل ومتابعة دقيقة.

با گذشت زمان، پس از تحقیقات طولانی و پیگیری دقیق، حقایق برای همه آشکار شد.

💡 سجلتُ ناات في القائمة لتظهر أمام الباحثين عند المراجعة.

من نات را در فهرست ثبت کردم تا در طول بررسی برای محققان قابل مشاهده باشد.

💡 تحركت الكاميرا نحو علی أثناء المقابلة لتظهر ملامحه بوضوح.

دوربین در طول مصاحبه به سمت علی حرکت می‌کرد تا چهره او را به وضوح نشان دهد.

💡 ارتی ِ ثيابك قبل المقابلة لتظهر بمظهرٍ لائقٍ ومهنيّ.

قبل از مصاحبه لباس بپوشید تا ظاهری آراسته و حرفه‌ای داشته باشید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران