ليضع

🌐 قرار دادن

از ریشه‌ی «وضع» است و به معنی «تا بگذارد»، «تا قرار دهد» یا «تا پایین بگذارد / نهد» می‌آید. بسته به جمله، ممکن است به گذاشتن چیزی در جایی یا وضع کردن قانون و حکم اشاره کند.

فعل (verb)

📌 قرار دادن

قید (adverb)

📌 قرار دادن

جمله سازی با ليضع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طلبت الأم من ابنها أن يجلس ليضع حقيبته قرب الباب حتى لا ينسى شيئًا.

مادر از پسرش خواست بنشیند و کیفش را نزدیک در بگذارد تا چیزی را فراموش نکند.

💡 لا يملك ذاك الشاب أي حجة ليضع نفسه في هذا الموقف.

آن مرد جوان هیچ بهانه‌ای برای قرار دادن خودش در این موقعیت ندارد.

💡 اشترى الرجل تيكيا جديدًا ليضع عليه أدواته في الورشة.

مرد یک تکیا (نوعی چادر) نو خرید تا ابزارش را در کارگاه بپوشد.

💡 صوفي، عليك الآن أن تعطيه مكاناً جديداً ليضع فيه امواله

سوفی، حالا باید یه جای جدید بهش بدی تا پولش رو بذاره.

💡 ‬كال يبحث عن خمسة سنتمترات‬ ‫مربعة ليضع مؤخرته عليها خالل هذه الرحلة‪

کال در طول این سفر به دنبال پنج سانتی‌متر مربع است تا باسنش را روی آن قرار دهد.

💡 دخل المدير القاعة ليضع خطة العمل الجديدة أمام الموظفين بكل وضوح.

مدیر وارد اتاق شد تا برنامه کاری جدید را به طور واضح برای کارمندان ارائه دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران