لَيَسْلَ
🌐 بگذار بپرسد.
این صورت بهنظر میرسد از ریشه «سلا / يسلو» باشد که بهمعنای «فراموش کردن، دل کندن، غافل شدن» است. ليسل یعنی «تا فراموش کند / دل بکند / غم را از یاد ببرد»؛ البته بسته به متن میتواند شکل و اعراب متفاوتی داشته باشد. در نثر کهن، «سلو» بیشتر به معنای رهایی از اندوه و دلمشغولی است.
اسم (noun)
📌 لیسل
📌 لیزل
جمله سازی با لَيَسْلَ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 استطاع العداء أن ليسل عبر المضمار بسرعة بعد إشارة البداية.
دونده توانست پس از سیگنال شروع، به سرعت در امتداد مسیر حرکت کند.
💡 طلب المدرب من اللاعب أن ليسل نحو خط النهاية دون توقف.
مربی به بازیکن دستور داد که بدون توقف به سمت خط پایان سر بخورد.
💡 حاول السباح أن ليسل ببطء نحو الشاطئ رغم التيار القوي.
شناگر سعی کرد با وجود جریان قوی آب، به آرامی به سمت ساحل سر بخورد.