ادراج

🌐 کشوها

از ریشه «د ر ج» و به معنای «درج کردن، وارد کردن، گنجاندن» است. همچنین در عربی می‌تواند به «مرحله‌ها، پله‌ها، یا روند پله‌پله» هم مرتبط باشد، اما در کاربرد رایجِ نوشتاری، بیشتر معنی «درج / ثبت / گنجاندن» می‌دهد.

اسم (noun)

📌 شمول

📌 درج

📌 فهرست بندی

📌 ادغام

📌 فهرست

📌 جریان‌سازی

جمله سازی با ادراج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كما يتطلب ادراج مكافحة المخدرات والتصدي للجريمة في صلب مشاريع أوسع نطاقا موجهة إلى التنمية.

همچنین مستلزم ادغام کنترل مواد مخدر و پیشگیری از جرم در هسته پروژه‌های گسترده‌تر توسعه‌محور است.

💡 تمَّ إدراجُ اسمه ضمنَ القائمةِ النهائيةِ للمشاركينَ في المؤتمر.

نام او در فهرست نهایی شرکت‌کنندگان در کنفرانس گنجانده شد.

💡 ‬الن حالتي في‬ ‫تدهور وبالتالي يضيع ادراج الرياح كل الجهود ال ُمضنية االليمة التي‬ ‫بذلتها في السنين الماضية‪ّ

وضعیت من رو به وخامت است و بدین ترتیب تمام تلاش‌های طاقت‌فرسا و دردناکی که در سال‌های اخیر انجام داده‌ام، به هدر می‌رود.

💡 وضعتُ الوثائقَ في الدرجِ العلويِّ بعد انتهاءِ التوقيعِ عليها.

بعد از اینکه امضا کردن مدارک تمام شد، آنها را در کشوی بالایی گذاشتم.

💡 وأضاف انه يحبذ ادراج الجرائم المنشأة بموجب معاهدات وخصوصا الارهاب.

او افزود که از گنجاندن جرایم مقرر در معاهدات، به ویژه تروریسم، در این فهرست حمایت می‌کند.

💡 أرسلتِ الشركةُ تحديثًا جديدًا بعد إدراجِ بعضِ الميزاتِ في التطبيق.

این شرکت پس از افزودن برخی ویژگی‌ها به برنامه، به‌روزرسانی جدیدی را ارسال کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران