ادخلت
🌐 وارد شدم.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 معرفی شده
📌 اصلاحات
📌 ساخته شده
📌 آورده
📌 وارد شده
📌 گنجانیده شده
جمله سازی با ادخلت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ادخلتْ الأمُّ طفلَها إلى المدرسةِ في أولِ يومٍ من الدراسةِ بابتسامةٍ هادئة.
مادر، فرزندش را در اولین روز مدرسه با لبخندی آرام به مدرسه برد.
💡 ادخلتْ الشركةُ بياناتِ العملاءِ في النظامِ الإلكترونيِّ لتسهيلِ المتابعة.
این شرکت دادههای مشتری را برای تسهیل پیگیری، وارد سیستم الکترونیکی کرد.
💡 ادخلتُ البطاقةَ في الجهازِ ثم انتظرتُ حتى ظهرتِ النتيجةُ على الشاشة.
کارت را داخل دستگاه گذاشتم و منتظر ماندم تا نتیجه روی صفحه نمایش داده شود.
💡 فعل ف ادخلت أص بعي في ثقب مؤخرت ه لعل ه يث ار
من این کار را کردم، انگشتم را وارد مقعدش کردم، به این امید که انزال کند.