للسلطة

🌐 برای اقتدار

«للسلطة» یعنی «برای قدرت» یا «برای حکومت / اقتدار». «سلطة» در عربی به معنای قدرت، اختیار، نفوذ و نیز نهاد حکومتی است. در زبان امروز عربی، این واژه هم برای «authority» و هم برای «حکومت» یا «نظام سیاسی» به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 از قدرت

📌 از اقتدار

📌 از طرف مرجع ذیصلاح

📌 به قدرت رسیدن

📌 برای سالاد

جمله سازی با للسلطة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دعا الخطيبُ إلى أن تكون للسلطة وسيلةً للإصلاح لا للهيمنة.

واعظ خواستار آن بود که اقتدار وسیله‌ای برای اصلاح باشد، نه سلطه.

💡 المهرج البارع يمكنه أن يُظهر الحقيقة للسلطة بدون خوف من العقاب.

یک دلقک ماهر می‌تواند حقیقت را بدون ترس از مجازات برای مقامات آشکار کند.

💡 مرّت مصر سلطان بفتراتٍ تاريخيةٍ كان للسلطة المركزية فيها أثرٌ واضح.

مصر دوره‌های تاریخی را پشت سر گذاشته است که در آنها قدرت مرکزی تأثیر آشکاری داشته است.

💡 يسعى بعضُ الناسِ إلى الوصول للسلطة بدلَ خدمةِ المجتمع.

برخی افراد به جای خدمت به جامعه، به دنبال کسب قدرت هستند.

💡 تُستخدم للسلطة أحيانًا بشكلٍ غير عادل إذا غابَ القانون والرقابة.

اگر قانون و نظارت وجود نداشته باشد، گاهی اوقات از قدرت به طور ناعادلانه استفاده می‌شود.

💡 في الأيام الأخيرة شوهدت طائرات مجهولة الهوية تدخل المياه الخاضعة للسلطة القضائية الصينية.

در روزهای اخیر، هواپیماهای ناشناس در حال ورود به آب‌های تحت حوزه قضایی چین مشاهده شده‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران