لقيادة

🌐 رهبری کردن

یعنی «برای رهبری» یا «به‌منظور فرماندهی / هدایت»؛ «قيادة» در عربی به معنای رهبری، هدایت یا فرماندهی است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 رهبری کردن

📌 رانندگی کردن

📌 رهبری

📌 فرمان دادن

📌 راهنمایی کردن

📌 پیشتازی کردن

جمله سازی با لقيادة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اختار المدير الموظف الأوسط خبرةً لقيادة الفريق خلال المرحلة المقبلة.

مدیر، یک کارمند میانی باتجربه را برای رهبری تیم در مرحله بعدی انتخاب کرد.

💡 جلس المدير طويلًا ثم فاختار الموظف الأكثر خبرة لقيادة الفريق الجديد.

مدیر مدت زیادی نشست، سپس باتجربه‌ترین کارمند را برای رهبری تیم جدید انتخاب کرد.

💡 تم اختيار العاملين من ذوي الخبرة لقيادة الفرق الجديدة، نظرًا لكفاءتهم العالية.

به دلیل سطح بالای شایستگی، کارکنان باتجربه برای رهبری تیم‌های جدید انتخاب شدند.

💡 تحتاج الشركة إلى شخص مناسب لقيادة الفريق في هذه المرحلة الصعبة.

این شرکت به فرد مناسبی نیاز دارد تا تیم را در این مرحله دشوار رهبری کند.

💡 اختاره القائد لقيادة الفريق في المشروع الجديد.

رهبر او را برای رهبری تیم در پروژه جدید انتخاب کرد.

💡 إنتقا المدير فريقًا صغيرًا من الموظفين ذوي الخبرة لقيادة المشروع خلال المرحلة الأكثر حساسية.

مدیر، تیم کوچکی از کارکنان باتجربه را برای هدایت پروژه در حساس‌ترین مرحله آن انتخاب کرد.

💡 اختار المدير االویل لقيادة المهمة بسبب خبرته الطويلة.

مدیر، نفر اول را به دلیل تجربه فراوانش برای رهبری ماموریت انتخاب کرد.

💡 اختار الأستاذ الأول الصف لقيادة النشاط الجماعي في الحصة.

معلم اول، کلاس را برای هدایت فعالیت گروهی در درس انتخاب کرد.

💡 وضع المدير خطة لقيادة التغيير داخل المؤسسة بصورة تدريجية.

مدیر طرحی را برای هدایت تدریجی تغییر در سازمان تدوین کرد.

💡 لديه ما يكفي من الخبرة لقيادة الفريق بثقة.

او تجربه کافی برای رهبری مطمئن تیم را دارد.

💡 في هذه الحالة لا نجد أحد ل ه خبرة كافية لقيادة الفريق.

در این صورت، ما نمی‌توانیم کسی را پیدا کنیم که تجربه کافی برای رهبری تیم داشته باشد.