لقمة

🌐 یه لقمه

«لقمة» به‌معنای «لقمه» است؛ یعنی مقداری از غذا که یک‌باره در دهان گذاشته و خورده می‌شود. این واژه هم به اندازه‌ی کوچک غذا و هم در کاربردهای مجازی به «بهره‌ی اندک»، «سهم کوچک» یا چیزی که به‌سادگی به‌دست می‌آید اشاره می‌کند. در فارسی همان «لقمه» است.

اسم (noun)

📌 نیش زدن

📌 اجلاس سران

📌 لقمه

📌 بالا

📌 دهان‌گشاد

📌 بیت

📌 کندیل

جمله سازی با لقمة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬غادر الرجاؿ لعدة أسباب يجمعيا الحرب‬ ‫ً‬ ‫لالغتراب مف أجؿ لقمة العيش فاألوضاع االقتصادية صارت أكثر‬ ‫بعضا منيـ أُعتقؿ‬ ‫صعوبة عمى أثر الحرب‪.

این مردان به دلایل مختلف، که همه آنها مربوط به جنگ بود، برای امرار معاش و با توجه به سخت‌تر شدن شرایط اقتصادی در نتیجه جنگ، برای مهاجرت اقدام کردند. برخی از آنها دستگیر شدند.

💡 يتحمل العامل حرارة الشمس طوال النهار من أجل لقمة العيش.

کارگر تمام روز گرمای خورشید را تحمل می‌کند تا بتواند خرج زندگی‌اش را دربیاورد.

💡 تحمل العامل مشقة السفر الطويل من أجل لقمة العيش.

کارگر برای امرار معاش، سختی سفرهای طولانی را تحمل می‌کند.

💡 يناضل العامل كل يوم من أجل لقمة العيش الكريمة، رغم التعب وطول ساعات العمل.

کارگر با وجود خستگی و ساعات کاری طولانی، هر روز برای یک زندگی آبرومندانه تلاش می کند.

💡 تناول الرجل لقمة واحدة ثم شكر المضيف بأدب.

مرد یک لقمه خورد و سپس مودبانه از میزبان تشکر کرد.

💡 تعمل الأم طوال اليوم لتؤمن لقمة كريمةً لأطفالها.

مادر تمام روز کار می‌کند تا غذای مناسبی برای فرزندانش فراهم کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران