لقطات

🌐 عکس‌ها

«لقطات» جمعِ «لقطة» است و معمولاً به معنی «برداشت‌ها»، «تصاویر گرفته‌شده»، یا «صحنه‌های کوتاه ضبط‌شده» به کار می‌رود. در عربی، «لقطة» هم به معنی شیء پیدا شده است و هم در کاربرد جدیدتر به معنی «شات / فریم» یا «نما» در عکس و فیلم. پس «لقطات» می‌تواند بسته به متن، چند «تصویر»، «نما»، یا «قطعه‌های ضبط‌شده» را برساند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 فیلم

📌 عکس‌ها

📌 اسکرین‌شات‌ها

📌 عکس‌های فوری

📌 کلیپس

📌 تصاویر

جمله سازی با لقطات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‫ولما كانوا بيشوفوا لقطات رعب بيخافوا كلهم وكانوا‬ ‫بيصرخوا أحيانًا‪.

وقتی صحنه‌های ترسناک را تماشا می‌کردند، همه می‌ترسیدند و گاهی جیغ می‌زدند.

💡 المصور متجول في المدينة بحثًا عن لقطات جديدة.

عکاس در جستجوی عکس‌های جدید در شهر پرسه می‌زند.

💡 ‬وال اتحاشى إطالق سخريات ممزوجة بغثيان عندما‬ ‫التقط لقطات تتحدث بأن النفس لو أرادت شيء واستغرقت تركيزها فيه‪

و وقتی تصاویری را ثبت می‌کنم که از روح سخن می‌گویند، اگر چیزی را آرزو کند و توجه خود را بر آن متمرکز کند، از بیان سخنان کنایه‌آمیز آمیخته با تهوع خودداری می‌کنم.

💡 ‬فقاؿ لها عٌمر من الشارع ومن كالـ األصدقاء‬ ‫ومن لقطات األفالـ‪

عمر به او گفت: «از خیابان، از دوستان و از کلیپ‌های فیلم.»

💡 أخبرني صديقي أن الفيلم يف مناسب للعائلة ويحتوي على لقطات جميلة.

دوستم به من گفت که این فیلم برای خانواده‌ها مناسب است و صحنه‌های زیبایی دارد.

💡 اهتم المصور بتصوير الحفل من زوايا مختلفة ليحصل على لقطات مميزة.

عکاس دقت کرد تا از زوایای مختلف از این رویداد عکس بگیرد تا عکس‌های متمایزی بگیرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران