لطح
🌐 آسیاب کردن.
این واژه غالباً به «لَطَحَ» نزدیک است و میتواند به زدن، کوبیدن، افتادنِ چیزی بر سطح، یا پهنکردن و مالیدن اشاره داشته باشد. در برخی کاربردهای لغوی، معنای «بر زمین افکندن» یا «دراز و پهن کردن» نیز از آن فهمیده میشود. بسته به متن، ممکن است به ضربه یا اثرِ ضربه اشاره کند.
جمله سازی با لطح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قام العامل لطح الأرضية بالماء قبل أن يضع السجاد الجديد.
کارگر قبل از پهن کردن فرش جدید، کف را با آب شست.
💡 كان لطح الجدار ضروريًا قبل بدء عملية الطلاء.
قبل از شروع فرآیند نقاشی، گچ کاری دیوار ضروری بود.
💡 حاول الصبي لطح الغبار عن الثوب بقطعة قماش نظيفة.
پسرک سعی کرد با یک پارچه تمیز، گرد و غبار را از روی لباس پاک کند.