لصديقه

🌐 به دوستش.

این شکل نیز به «صديقه» مربوط است و معمولاً به دوست مؤنث اشاره دارد. «لصديقه» یعنی «برای دوستش»، «برای آن دوست زن» یا «به دوست مؤنث». اگر مقصود «صديقه» به‌معنای صادق و راستگو باشد، باز هم این ترکیب به نسبتِ «برای / به سویِ صدیقه» فهمیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 به دوستش.

📌 برای دوستش.

جمله سازی با لصديقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في المكتبة، بدأ الطالب ويهمس لصديقه احترامًا للهدوء العام.

در کتابخانه، دانشجو به احترام سکوت عمومی شروع به زمزمه کردن با دوستش کرد.

💡 اهدیٰ الرجلُ الطريقَ لصديقه عندما ضاعت منه العلامات في المدينة.

آن مرد وقتی دوستش در شهر گم شد، راه را به او نشان داد.

💡 شرحَ المعلمُ الدرسَ لصديقه الجديدِ حتى يفهمَ القاعدةَ جيدًا.

معلم درس را برای دوست جدیدش توضیح داد تا او قاعده را خوب بفهمد.

💡 قال الطفل لصديقه في الهاتف: أهلا تف، هل وصلت الرسالة التي أرسلتها صباحاً؟

کودک به دوستش پشت تلفن گفت: سلام تیف، پیامی که امروز صبح فرستادم را دریافت کردی؟

💡 اندم كثيراً على الكلمات القاسية التي قالها لصديقه في لحظة غضب.

از حرف های تندی که در لحظه عصبانیت به دوستش زده بود، سخت پشیمان بود.

💡 اشترى كريس هدية صغيرة لصديقه احتفالًا بنجاحه في الجامعة.

کریس برای دوستش هدیه کوچکی خرید تا موفقیتش در دانشگاه را جشن بگیرد.

💡 اشترى الطالب مقعدًا مجاورًا لصديقه في القاعة، حتى يتمكنا من المذاكرة معًا.

دانش‌آموز در سالن کنار دوستش یک صندلی خرید تا بتوانند با هم درس بخوانند.

💡 أحضرَ الکروان هدية لصديقه بعد عودته من السفر.

کرلو پس از بازگشت از سفر، هدیه‌ای برای دوستش آورد.

💡 ساعدَ الطالبُ لصديقه في حلِّ الواجبِ قبلَ موعدِ التسليمِ.

دانش‌آموز به دوستش کمک کرد تا تکالیفش را قبل از مهلت مقرر حل کند.

💡 اشترى الشابُّ هديةً صغيرةً لصديقه في يومِ ميلادِه.

مرد جوان به مناسبت تولد دوستش، هدیه کوچکی برای او خرید.

کلمات مرتبط