لزق
🌐 چسبناک
«لزق» به معنای «چسبیدن، پیوستن، 붙یدن به چیزی» است و هم بهعنوان اسم و هم فعل یا صفت در برخی کاربردها دیده میشود. این واژه بیانگر حالتی است که دو چیز به هم میچسبند یا کاملاً در تماس نزدیک قرار میگیرند.
صفت (adjective)
📌 چسبنده
جمله سازی با لزق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يحتاجُ هذا الملصقُ إلى مادةٍ قويةٍ حتى لزقَ جيدًا على الجدارِ المبللِ.
این برچسب به چسب قوی نیاز دارد تا به خوبی به دیوار خیس بچسبد.
💡 كان الغراءُ قليلَ الفعاليةِ، لذلك لم لزقَ الخشبُ كما توقعَ النجارُ تمامًا.
چسب خیلی مؤثر نبود، بنابراین چوبها دقیقاً آنطور که نجار انتظار داشت به هم نچسبیدند.
💡 أعادَتْ الموظفةُ ترتيبَ الأوراقِ ثم وضعتْها فوقَ بعضها حتى لزقَتْ الحوافُّ.
کارمند کاغذها را دوباره مرتب کرد و سپس آنها را روی هم قرار داد تا لبههایشان به هم بچسبد.