لحس
🌐 لیس زدن
«لحس» در عربی به معنای لیسیدن است؛ یعنی با زبان چیزی را کشیدن یا پاک کردن. این فعل هم در معنای واقعیِ لیسیدن بهکار میرود و هم گاهی در تعبیرهای مجازی یا عامیانه. در فارسی نزدیکترین معنی آن «لیس زدن» یا «لیسیدن» است.
فعل (verb)
📌 لیسیدن
📌 دامان
اسم (noun)
📌 لیس زدن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 حس
جمله سازی با لحس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بماذا أخبرتك عن لحس رؤوس الأطفال؟
در مورد لیسیدن سر بچه ها بهت چی گفتم؟
💡 مثلا، عدم قدرة الشخص على لحس شفتيه أو الصفير.
برای مثال، ناتوانی فرد در لیسیدن لبها یا سوت زدن.
💡 أخذ الطفل ي لحس المثلج بسرعة حتى لا يذوب في يده.
کودک سریع بستنی را لیس زد تا در دستش آب نشود.
💡 لذلك أعتقد انهما الأكثر امتلاكا لحس الفكاهة.
بنابراین، من فکر میکنم آنها کسانی هستند که بهترین حس شوخطبعی را دارند.
💡 قد تكون تنجذب لحس الدعابة الجيد، أو الابتسامة الجميلة.
ممکن است شما جذب یک حس شوخ طبعی خوب یا یک لبخند زیبا شوید.