لَتَهْدِيَة

🌐 برای راهنمایی

این واژه اسم است و به معنی «هدایت، راهنمایی، ارشاد» می‌آید. در بعضی کاربردها می‌تواند «تحفه / هدیه» هم با املاهای نزدیک اشتباه شود، اما صورت درستِ رایج «هدیة» است که یعنی «هدیه». اگر منظور «تهدیة» با تاء باشد، بیشتر به «پیشنهاد هدیه دادن / اهداء کردن» نزدیک است. بدون متن، ترجمه‌ی محتمل «هدایت» یا «راهنمایی» است.

جمله سازی با لَتَهْدِيَة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أثناء النقاش، قد شيء من الصدق كان كافيًا لتهدئة التوتر بينهما.

در طول بحث، کمی صداقت کافی بود تا تنش بین آنها کاهش یابد.

💡 عندما عربد السائق في النقاش، تدخل الحارس لتهدئة الموقف.

وقتی راننده در جریان مشاجره آشفته شد، نگهبان برای آرام کردن اوضاع مداخله کرد.

💡 اختار المتجر صندوقًا جميلًا لتهدیة العملاء في المناسبة السنوية.

فروشگاه به مناسبت سالگرد، یک جعبه هدیه زیبا برای مشتریان انتخاب کرد.

💡 تشجرا العاملان في المكتب ثم تدخّل المدير لتهدئة الموقف.

دو کارمند در دفتر با هم دعوا کردند و سپس مدیر برای آرام کردن اوضاع مداخله کرد.

💡 كان حديثه مجرد محاولة لتهدئة الموقف بعد الخلاف الذي وقع بين الطرفين.

سخنان او صرفاً تلاشی برای آرام کردن اوضاع پس از اختلافی بود که بین دو طرف رخ داده بود.

💡 سمع الجيران الشابين يتقاولان عند الباب ثم تدخّلوا لتهدئة الموقف.

همسایه‌ها صدای جر و بحث دو مرد جوان را در کنار در شنیدند و سپس برای آرام کردن اوضاع مداخله کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران