لتقف

🌐 ایستادن

از ریشهٔ وقف به معنای «برای اینکه بایستی» یا «توقف کنی» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ایستادن

📌 برخیز.

📌 جانب گرفتن

📌 تو ایستادی تا

جمله سازی با لتقف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طلب المعلم من الطلاب أن ينتظروا لتقف الصفوف بانتظام قبل الدخول.

معلم از دانش‌آموزان خواست که قبل از ورود، صبر کنند تا صف‌ها به طور منظم بایستند.

💡 يجب أن تزرع معتقداتك بعمق لتقف بثبات في مواجهة التحديات.

شما باید باورهایتان را عمیقاً تقویت کنید تا در مواجهه با چالش‌ها محکم بایستید.

💡 ، و اذا استلقيت قد لا يكون لديك النفس لتقف بتاتاً.

اگر دراز بکشید، ممکن است اصلاً نفس لازم برای بلند شدن را نداشته باشید.

💡 ‬لتقف الحافلة وبدأ الطالب بالنزول للذهاب‬ ‫إلى كلياتهم‪

اتوبوس ایستاد و دانش‌آموزان برای رفتن به دانشگاه‌هایشان شروع به پیاده شدن کردند.

💡 رفعتُ يدي لتقف السيارة عند الإشارة الحمراء.

دستم را بالا بردم تا ماشین را پشت چراغ قرمز نگه دارم.

💡 اقتربت الشرطة من السائق لتقف السيارة في المكان المخصص.

پلیس به راننده نزدیک شد تا خودرو را در محل تعیین شده متوقف کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران