لتقع
🌐 افتادن
از ریشهٔ وقع به معنای «برای اینکه بیفتد / واقع شود / اتفاق بیفتد» است؛ بسته به جمله میتواند معنی «افتادن» یا «رخ دادن» داشته باشد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 افتادن
جمله سازی با لتقع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رفع وجهه لتقع عينيه على جنيته الصغيره التي ستوقف قلبه يوما ما.
صورتش را بالا گرفت تا چشمش به پری کوچکش افتاد که روزی قلبش را از کار میانداخت.
💡 تحرك الحارس بسرعة لتقع الفوضى في القاعة.
نگهبان به سرعت حرکت کرد و باعث هرج و مرج در سالن شد.
💡 لا يمكنني الحصول عليها لتقع في الحب معي مرة أخرى.
نمیتونم کاری کنم که دوباره عاشقم بشه.
💡 انتبه جيدًا على السلم لتقع وتتعرض للأذى.
روی نردبان خیلی مراقب باشید تا نیفتید و آسیب نبینید.
💡 حاولت أن تمشي ببطء لتقع الحقيبة من يدك في الزحام.
سعی کردی آرام راه بروی، اما کیف توی شلوغی از دستت افتاد.
💡 أال ترى وجهها ً ْ ْ وتصادفت معك؛ لتقع بك
مگه صورتش رو ندیدی و اتفاقی باهاش آشنا نشدی و عاشقش نشدی؟