لَبَقِيَّة

🌐 برای بقیه

این واژه از ریشه‌ی «بقی» است و به معنای «باقی‌مانده، مابقی، آنچه باقی است» می‌آید. «بقیة» در عربی هم برای چیزی که از یک مجموعه باقی می‌ماند استفاده می‌شود و هم گاهی معنای «بازمانده‌ی صالح / برکت‌دار» پیدا می‌کند. در فارسی، رایج‌ترین برابر آن «باقی‌مانده» یا «مانده» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 برای بقیه

📌 برای باقیمانده از

📌 برای باقی مانده

جمله سازی با لَبَقِيَّة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد انتهاء الحفل، بقيت لبقية الضيوف في الصالة حتى تأكدوا من مغادرة الجميع.

بعد از اینکه مهمانی تمام شد، من به همراه بقیه مهمان ها در سالن ماندم تا اینکه مطمئن شدم همه رفته اند.

💡 أرسل التصحيح إن أحببت، وسأكمل لك بنفس النمط لبقية الكلمات.

اگر دوست داشتید، اصلاحیه را ارسال کنید و من بقیه کلمات را به همان سبک کامل خواهم کرد.

💡 إذا تصوتي مبكرًا، فستتفرغين لبقية أعمالك في المساء.

اگر زود رأی بدهید، برای بقیه کارتان عصر وقت خواهید داشت.

💡 خصصت المدرسة مقاعد لبقية الطلاب الذين وصلوا متأخرين إلى القاعة.

مدرسه برای دانش‌آموزانی که دیر به سالن رسیده بودند، جای خالی اختصاص داد.

💡 لذلك شخصية الفرد مهمة أيضا فانا سأتعامل معها لبقية حياتي‪

بنابراین، شخصیت فرد نیز مهم است؛ من تا آخر عمرم با آن سر و کار خواهم داشت.

💡 وُزعت المساعدة أولًا على المحتاجين، ثم خُصص جزءٌ لبقية الأسر المتضررة.

این کمک‌ها ابتدا بین نیازمندان توزیع شد و سپس بخشی از آن به خانواده‌های آسیب‌دیده باقی‌مانده اختصاص یافت.

کلمات مرتبط