کيلو

🌐 کیلو

کيلو به معنی «کیلو» است و معمولاً مخففِ «کیلوگرم» یا واحد وزن است. در گفتار روزمره برای بیان وزن کالاها، میوه‌ها، مواد غذایی و مانند آن به‌کار می‌رود. مثلاً: «یک کیلو سیب».

اسم (noun)

📌 کیلو

📌 کیلوگرم

📌 کیلومتر

📌 پوند

📌 کلید

📌 کلیک

جمله سازی با کيلو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قال البائع: كيلو من الطماطم يكفي لتحضير الصلصة لأسرة صغيرة.

فروشنده گفت: برای تهیه سس یک خانواده کم جمعیت، یک کیلو گوجه فرنگی کافی است.

💡 اشتريتُ كيلو من الأرز، وطلبتُ أيضًا بعض العدس لإعداد وجبة الغداء.

یک کیلو برنج خریدم، و برای تهیه ناهار مقداری عدس هم سفارش دادم.

💡 تحتاج الوصفة إلى كيلو من اللحم، ثم بعض البهارات لتحسين النكهة.

این دستور غذا به یک کیلوگرم گوشت و سپس مقداری ادویه برای بهبود طعم نیاز دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران