قعيد

🌐 معلول

«قعيد» به معنی «هم‌نشین» یا «کسی که کنار دیگری نشسته است» می‌باشد. در بعضی کاربردها نیز به «نشسته» یا «مقیمِ کنار چیزی» اشاره دارد و گاهی در ترکیب‌هایی معنای خاص‌تری پیدا می‌کند.

اسم (noun)

📌 معلول

📌 چهارگوش

جمله سازی با قعيد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لما, بسبب ان شخص قعيد لا يمكنه الشعور بأحد؟

چرا، چون یک فرد معلول نمی‌تواند چیزی را حس کند؟

💡 لا يحبُّ أن يكونَ قعيدًا بلا عملٍ، لذلكَ يقرأُ ويكتبُ كلَّ يومٍ.

او دوست ندارد بیکار و بدون کار باشد، بنابراین هر روز می‌خواند و می‌نویسد.

💡 أصبحَ الرجلُ قعيدًا على الكرسيِّ المتحركِ بعدَ الحادثِ المؤلمِ.

این مرد پس از این حادثه غم انگیز، به ویلچر محدود شد.

💡 بقيَ المريضُ قعيدًا في البيتِ بعدَ العمليةِ لأسابيعَ طويلةٍ.

بیمار پس از عمل، هفته‌های زیادی را در خانه بستری ماند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران