قطعة صغيرة

🌐 قطعه کوچک

یعنی «قطعه کوچک»؛ بخشی خرد، کوچک یا کم‌حجم از یک چیز.

اسم (noun)

📌 قطعه کوچک

📌 یه کم

📌 خرده نان

📌 وصله کوچک

📌 قراضه

📌 کمی کوتاه

جمله سازی با قطعة صغيرة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حملت النملة قطعة صغيرة من السكر إلى داخل جحرها دون أن تتوقف.

مورچه بدون توقف تکه کوچکی از شکر را به داخل لانه‌اش برد.

💡 في المهرجان، سأل الزائر البائع أن أذق قطعة صغيرة من الحلوى أولًا.

در جشنواره، بازدیدکننده از فروشنده پرسید که آیا می‌تواند ابتدا یک تکه کوچک از آب‌نبات را بچشد؟

💡 انتشرت رائحة العود في الغرفة بعد أن أشعلت الأم قطعة صغيرة منه.

بعد از اینکه مادر تکه کوچکی از عود را روشن کرد، بوی آن اتاق را پر کرد.

💡 تحتاج هذه الآلة إلى قطعة صغيرة فقط كي تعمل بشكل صحيح.

این دستگاه برای عملکرد صحیح فقط به یک قطعه کوچک نیاز دارد.

💡 ‫تناولنا الحلويات وأجبرنا عمرة على تناول قطعة صغيرة‪

شیرینی خوردیم و عمرا یه تیکه کوچیکشو مجبور به خوردنش کنیم

💡 وجد الطفل قطعة صغيرة من الورق وبدأ يكتب عليها.

کودک یک تکه کاغذ کوچک پیدا کرد و شروع به نوشتن روی آن کرد.

💡 عندما رأى الطفل الحلوى، ابتسمت أمه وقالت: أذقنه قطعة صغيرة فقط.

وقتی کودک شیرینی را دید، مادرش لبخندی زد و گفت: «فقط یک تکه کوچک به او بده.»

💡 أعطاني البائع قطعة صغيرة من الجبن لأتذوقها قبل الشراء.

فروشنده قبل از خرید، یک تکه کوچک پنیر به من داد تا مزه‌اش را بچشم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران